حسابداری

این وبلاگ در حقیقت پشتیبانی وبلاگ اصلی منhttp://sadegh55.blogfa.com/ است

مفاهیم و مقدمات بازارهای آتی و اوراق خرید معامله

قراردادهای آتی  futures contract : قرارداد آتی توافقنامه ای مبتنی بر خرید یا فروش دارایی در زمان معین در آینده و با قیمت مشخص است.

 یک سرمایه گذار ممکن است، در ماه مارس به کارگزار خود خرید5000 بوشل ذرت را به تحویل در ماه ژوئیه سفارش دهد. این دستور باید فوراً به یک معامله گر منتقل شود. امکان دارد، همزمان سرمایه گذار دیگری در کنزاس به کارگزار خود، فروش 5000 بوشل ذرت را به تحویل ماه ژوئیه سفارش دهد. این سفارشات نیز باید به معامله گر بورس شیکاگو منتقل شود. با ملاقات حضوری دو معامله گر و توافق بر سر قیمت معین، این معامله انجام میشود.

در این حالت گفته میشود، سرمایه گذار نیویورکی که توافق کرده است، تا غلات تحویل ماه ژوئیه را بخرد، به اصطلاح موقعیت یا موضع معاملاتی خرید را و سرمایه گذار دیگر که توافق کرده است، تا غلات تحویل ماه ژوئیه را بفروشد، اصطلاحاً موضع معاملاتی فروش اتخاذ کرده است. قیمت مورد توافق طرفین را قیمت قرارداد آتی میگویند.

موضع معاملاتی خرید long Position: در بازار آتی، افرادی که مبادرت به خرید قرارداد آتی کنند، به گونه ا ی که متعهد شوند، در تاریخ انقضا دارایی پایه را تحویل بگیرند، اصطلاحاً میگوییم در موضع معاملاتی خرید قرار گرفته اند.

موضع معاملاتی فروش Short Position: به موقعیت فردی که قرارداد فروش اوراق بهادر، کالا، ارز و مانند این ها را منعقد کرده، در حالی که فاقد آن است، اصطلاحاً short می گویند.

بازار فرابورس ( over–the–counter market (OTC : در کنار بازارهای سازمان یافته بورس، مجموعه ای از بازارهای فرابورس وجود دارند؛ که برخلاف بورسها که از نظر فیزیکی مکان معینی دارند، این بازارها، به صورت شبکهای مبتنی بر ارتباطات تلفنی و رایانه ای هستند که معامله گرانی را به همدیگر مرتبط میسازند که نمیتوانند به طور حضوری با هم ارتباط برقرار کنند. معمولاً، مکالمات تلفنی در بازارهای فرابورس ضبط می شوند و در دعاوی حقوقی یا در موارد اختلاف برانگیز بین معامله کنندگان، مورد استناد قرار میگیرند.

پیمانهای آتی Forward Contracts:  پیمان آتی از آن جهت که توافقی است مبتنی بر خرید یا فروش یک دارایی در زمانی معین در آینده و با قیمت مشخص، شبیه قرارداد آتی است. اما وجه تمایز این دو درآن است، که قراردادهای آتی در بورس معامله میشوند و پیمان های آتی در بازارهای فرابورس. مورد معامله، در پیمانهای آتی اغلب، ارزهای خارجی هستند.

قراردادهای اختیار معامله Option: به طور کلی، میتوان حق اختیار معامله را به دو دسته تقسیم کرد اختیار خرید و اختیار فروش. یک اختیار خریدCall Option  در واقع این حق (و نه الزام) را به دارنده آن میدهد، که دارایی موضوع قرارداد را با قیمت معین و در تاریخ مشخص یا قبل از آن، بخرد.به همین ترتیب، یک اختیار فروش Put Option به دارنده آن این حق را میدهد، که دارایی موضوع قرارداد را با قیمت معین و در تاریخ مشخصی و یا قبل از آن بفروشد. قیمتی را که درقرارداد ذکر میشود، قیمت توافقی یا قیمت اعمال exercise price (strike price) گویند. و تاریخ ذکر شده در قرارداد را، اصطلاحاً تاریخ انقضا یا سررسید اختیار معامله  Exercise date or expiration date or maturity می گویند.

اختیار خرید یا فروش، هر کدام به دو حالت اروپایی و آمریکایی تقسیم میشود. قرارداد اختیار اروپایی European option فقط در تاریخ سررسید قابلیت اعمال دارد. در حالی که قرارداد اختیار آمریکاییAmerican option در هر زمانی قبل از تاریخ سررسید یا در تاریخ سررسید قابل اعمال است.

یک ورقه اختیار معامله به دارنده آن حق یا اختیار انجام کاری را میدهد؛ نه اینکه او را ملزم به انجام کاری کند. این ویژگی، وجه تمایز ورقه اختیار معامله از قراردادهای آتی است.

انواع معامله گران: سه گروه مهم معامله گران در بازارهای قراردادهای آتی، پیمانهای آتی و قراردادهای اختیار معامله عبارتند از: پوشش دهندگان ریسک، سفته بازان و آربیتراژگران.

 پوشش دهندگان ریسک Hedgers : پوشش دهندگان ریسک در موقعیتی هستند که در معرض ریسک مرتبط با تغییر قیمت دارایی اند. آنها از قراردادهای فوق برای کاهش یا حذف این ریسک استفاده می کنند. در پوشش ریسک هزینه یا قیمت دریافتی بابت دارایی پایه، تضمین می شود ولی اینکه نتیجه ناشی از پوشش ریسک بهتر از حالت، عدم پوشش ریسک باشد، هیچ اطمینانی وجود ندارد.

 

مثالی در مورد پوشش ریسک با استفاده از پیمان های آتی: شرکت اول باید در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۰ بابت خرید کالا از شرکت انگلیسی مبلغ ۱۰ میلیون پوند پرداخت نماید. شرکت دوم در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۰ مبلغ ۳۰ میلیون پوند از مشتری انگلیسی خود دریافت خواهد نمود. نرخ های بازار نشان می دهد که استرلینگ سه ماهه آینده را میتوان به ازای هر پوند انگلیس، ۱/۵۱۴۴ دلار فروخت و به ازای هر پوند انگلیس، ۱/۵۱۴۹ دلار خریداری نمود.

راهبرد پوشش ریسک شرکت اول: خرید مبلغ ۱۰ میلیون پوند در بازار پیمان آتی سه ماهه، به منظور تثبیت نرخ مبادله ارزها در نرخ ۱/۵۱۴۹دلار برای مبلغ استرلینگی که خواهد پرداخت.

راهبرد پوشش ریسک شرکت دوم: فروش مبلغ ۳۰ میلیون پوند در بازار پیمان آتی سه ماهه، به منظور تثبیت نرخ مبادله ارزها در نرخ ۱/۵۱۴۴ دلار برای مبلغ استرلینگی که دریافت خواهد نمود.

مثالی در خصوص پوشش ریسک با استفاده از اختیار معاملات: یک سرمایه گذار۱۰۰۰ سهم مایکروسافت را در اختیار دارد و میخواهد خود را در برابر کاهش احتمالی قیمت سهام در طی دو ماه آینده پوشش دهد. قیمت فعلی سهام مایکروسافت 73 دلار و قیمت اختیار فروش با سررسید در جولای و قیمت توافقی، ۶۵ دلار، معادل ۲/۵ دلار می باشد. این شخص ۱۰ قرارداد اختیار فروش (هر قرارداد برای ۱۰۰ سهم) با هزینه ۲۵۰۰ دلار خریداری مینماید. سرمایه گذار این حق را دارد که در طول دو ماه آینده۱۰۰۰ سهم را حداقل به قیمت ۶۵۰۰۰ دلار بفروشد.با اینکه انتخاب این استراتژی۲۵۰۰  دلار هزینه در بردارد، ولی در عوض تضمین میکند، که حداقل قیمت فروش سهام برای هر سهم تا زمان سررسید اختیار، ۶۵ دلار باشد. اگر قیمت بازار سهام کاهش یابد، شخص میتواند اختیار فروش را اعمال کند و ۶۵۰۰۰  دلار بابت فروش سهام دریافت کند، که با کسر هزینه ۲۵۰۰ دلار برای خریداختیار معامله، درآمد خالص وی، مبلغ۶۲۵۰۰  دلار می شود. اگر قیمت بازار بیش از۶۵ دلار شود، اختیار فروش اعمال نمیشود و منقضی میگردد.             

پیمانهای آتی و اختیار معاملات برای پوشش ریسک، آشکار میشود. پیمان های آتی برای ایجاد حالت بی تفاوتی نسبت به ریسک طراحی شده ا ند؛ یعنی قیمتی را که پوشش دهنده ریسک برای دارایی پایه دریافت می کند یا می پردازد، تثبیت می کنند. در مقابل، قراردادهای اختیار معامله تضمین ایجاد میکنند. این قراردادها برای سرمایه گذاران این امکان را فراهم میکنند، که تا خود را در مقابل حرکت نامطلوب قیمت، محافظت کنند و در عین حال، از حرکت مطلوب قیمتها منتفع شوند. برخلاف پیمانهای آتی، برای ورود در قراردادهای اختیار معاملات هزینه هایی جهت قیمت اختیار معامله پرداخت میشود.

 

سفته بازان Speculate : سفته بازان تمایل دارند که حرکت آتی قیمت دارایی را پیش بینی کنند. قراردادها و پیمانهای آتی و اختیار معاملات نوعی اهرم ایجاد میکند. بنابراین سود یا زیان بالقوه آنها افزایش می یابد.

مثالی در مورد سفته بازی با استفاده از قراردادهای آتی: سرمایه گذار بر این باور است که پوند انگلیس در برابر دلار آمریکا در طول دو ماه بعد تقویت خواهد شد و براساس همین پیش بینی میخواهد دست به سفته بازی بزند.

راهبردهای پیشنهادی:

1- ۲۵۰۰۰۰ پوند با قیمت ۴۱۱۷۵۰ دلار بخرد و در حسابی که به آن بهره تعلق میگیرد، سپرده گذاری نماید، به این امید که بعد از دو ماه میتواند آن را به مبلغ گرانتری بفروشد و سود خود را بردارد.

2- در ۴ قرارداد آتی آوریل (هر قرارداد ۶۲۵۰۰ پوند)، موضع معاملاتی خرید اتخاذ نماید. این کار باعث ایجاد تعهد سرمایه گذار نسبت به خرید ۲۵۰۰۰۰ پوند با قیمت ۴۱۰۲۵۰ دلار در ماه آوریل می شود. چنانچه نرخ مبادله ارزها در ماه آوریل بیشتر از ۱/۶۴۱ باشد  سرمایه گذار سود خواهد برد.

نتایج احتمالی:

1- اگر نرخ مبادله ارزها در طول دو ماه به ۱/۷برسد، سرمایه گذار با اتخاذ راهبرد اول ۱۳۲۵۰ دلار و با اتخاذ راهبرد دوم ۱۴۷۵۰ دلار سود می برد.

2- اگر نرخ مبادله ارزها در طول دو ماه به ۱/۶ برسد، سرمایه گذار با اتخاذ راهبرد اول ۱۱۷۵۰ دلار و با اتخاذ راهبرد دوم ۱۰۲۵۰ دلار زیان می کند.

این دو گزینه اختلاف کمی را در مقدار سود یا زیان در دو حالت مبادله، در بازار نقدی یا بازار آتی، نشان می دهد. ولی با احتساب بهره در محاسبات باعث می شود که سود یا زیان در دو حالت فوق، یکسان باشند. با این حساب، تفاوت دو گزینه فوق در چیست؟ گزینه اول به یک سرمایه گذاری و پیش پرداخت مبلغ ۴۱۱۷۵۰ دلار نیاز دارد. در حالی که در گزینه دوم، فقط کمی نقدینگی یعنی ۲۵۰۰۰ دلار لازم است.

 

مثالی از سفته بازی با استفاده از اختیار معاملات: فرض کنید الان ماه اکتبر است و یک سفته باز پیش بینی میکند، که ارزش شرکت آمازون در دو ماه آینده افزایش خواهد یافت. قیمت سهام فوق در حال حاضر، ۴۰ دلار است و یک اختیار خرید دو ماهه با قیمت اعمال ۴۵ دلار، به قیمت ۲ دلار فروخته میشود. دو راهکار را برای یک سفته باز با سرمایه ۴۰۰۰ دلار وجود دارد: گزینه اول این است که ۱۰۰ سهم بخرد. گزینه دوم شامل خرید ۲۰۰۰ اختیار خرید است. فرض کنید پیش بینی سفته باز درست باشد و قیمت سهم آمازون در ماه دسامبر به ۷۰ دلار برسد. گزینه اول که خرید سهام بود، ۳۰۰۰ دلار سود ایجاد می کند اما گزینه دوم بسیار سودآورتر است. یک اختیار خرید بر روی سهام آمازون با قیمت توافقی ۴۵ دلار، درآمدی معادل ۲۵ دلار نصیب سفته باز میکند، چرا که ورقه اختیار خرید، او را قادر می سازد، که سهام ۷۰ دلاری را با قیمت ۴۵ دلار بخرد. کل سودی که در روش دوم نصیب سفته باز میشود ۴۶۰۰۰ دلار است.

بنابراین سود حاصل از انتخاب استراتژی اختیار خرید، بیش از ۱۵ برابر سود حاصل در انتخاب استراتژی خرید سهام است. در ضمن، توجه کنید که اوراق اختیار خرید، میزان زیان بالقوه را نیز افزایش می دهد.

 

آربیتراژگران: آربیتراژگران از مزایای تفاوت قیمت بین دو یا چند بازار مختلف استفاده میکنند. آربیتراژ عبارت است از فرصت دستیابی به سود بدون ریسک،از طریق ورود همزمان در دو یا چند بازار. فرض کنید، سهامی همزمان در بورس سهام نیویورک و بورس سهام لندن معامله می شود. همچنین فرض کنید، قیمت این سهام در بورس نیویورک ۱۷۲ دلار و در بورس لندن ۱۰۰ پوند است. اگر نرخ مبادله پوند و دلار، برابر ۱/۷۵ دلار برای هر پوند باشد، آنگاه آربیتراژگر میتواند با خرید مثلاً ۱۰۰ سهام از بورس نیویورک و فروش آن سهام در بازار لندن به سود بدون ریسک ۳۰۰ دلار دست پیدا کند.

 

 

این متن خلاصه ای است از فصل اول کتاب مبانی مهندسی مالی و مدیریت ریسک نوشته جان هال و ترجمه سجاد سیاح و علی صالح آبادی است که بر خواندن مثالهای بیشتر و درک بهتر مفاهیم لازم است حتما به کتاب مراجعه گردد.

 

+ ; ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

دارایی ثابت و استهلاک در حسابداری دولتی

در حسابداری دولتی برای ثبت داراییهای ثابت معمولا از یکی لز روشهای زیر استفاده می شود:

1- روش منظور نمودن قیمت تمام شده دارایی به حساب هزینه

2- روش منظور نمودن قیمت تمام شده دارایی به حساب ترازنامه ای داراییهای ثابت

3- روش منظور نمودن قیمت تمام شده دارایی به حساب هزینه از یکسو و انعکاس دارایی ثابت در ترازنامه از سوی دیگر

4- روش ثبت دارایی در گروه حساب دارایی های عمومی

 

1- روش منظور نمودن قیمت تمام شده دارایی به حساب هزینه: عدم انعکاس ارزش ویژه و مازاد تخصیص نیافته واقعی سازمان دولتی در ترازنامه آن در نتیجه عدم ثبت دارایی های ثابت یکی از معایب اصلی این روش تلقی می گردد. به علاوه استفاده از این روش سبب می گردد قیمت تمام شده برنامه ها، طرحها و فعالیتهای سازمانهای دولتی شامل هزینه استهلاک دارایی های ثابت نباشد. در وزارتخانه ها و موسسات دولتی ایران برای ثبت قیمت تمام شده دارایی های ثابت متعلق به حسابهای مستقل برای وجوه دولتی از این روش استفاده می شود.

 

2- روش منظور نمودن قیمت تمام شده دارایی به حساب ترازنامه ای داراییهای ثابت: از این روش معمولا جهت ثبت دارایی های ثابت متعلق به حسابهای مستقل برای وجوه سرمایه ای و برخی از حسابهای مستقل برای وجوه امانی استفاده می شود.

 

3- روش منظور نمودن قیمت تمام شده دارایی به حساب هزینه از یکسو و انعکاس دارایی ثابت در ترازنامه از سوی دیگر: در این روش که ترکیبی از دو روش بالاست قیمت تمام شده دارایی های ثابت از یک طرف به بدهکار حساب هزینه و بستانکار حساب بانک یا حسابهای پرداختنی و از طرف دیگر به بدهکار حساب دارائی ثابت و بستانکار حساب مازاد تخصیص نیافته منظور می گردد. در این روش امکان ثبت هزینه استهلاک وجود ندارد زیرا قیمت تمام شده دارایی های ثابت در دوره دوره خرید به حساب هزینه منظور شده است. بنابراین تقلیل تدریجی ارزش دارایی های ثابت را می توان فقط با بستانکار نمودن مستقیم دارایی های مذکور و بدهکار نمودن مازاد تخصیص نیافته حساب مستقل نشان داد.

 

4- روش ثبت دارایی در گروه حساب دارایی های عمومی: طبق این روش که بیشتر از سایر روشها مورد تایید انجمنها و کمیته های بین المللی حسابداری دولتی است قیمت تمام شده دارایی ثابت خریداری شده از محل اعتبارات مصوب حسابهای مستقل برای وجوه دولتی از یک طرف در دفاتر حسابداری حساب مستقل مذکور به بدهکار حساب هزینه و بستانکار حساب بانک یا حسابهای پرداختنی و از طرف دیگر در دفاتر گروه حساب داراییهای ثابت عمومی به بدهکار حساب دارایی ثابت و بستانکار حساب مستقل وجوه دولتی مربوط منظور می گردد.

 

دلایل مخالفین ثبت استهلاک برای دارایی ثابت:

1- منظور نمودن هزینه استهلاک برای داراییهای ثابت اصولا در رابطه با موسسات بازرگانی لازم می شود که باید سود ویژه هر دوره مالی خود را از طریق مقایسه هزینه ها با درامد واقعی همان دوره تعیین نمایند. در صورتی که در سازمانهای دولتی که هدف اصلی آنها ارائه خدمات به مردم است ارتباط دادن هزینه های تحقق یافته یا درامدهای شناسایی شده در هر دوره مالی ضروری تلقی نمی گردد.

2- سازمانهای دولتی غیرانتفاعی معمولا هزینه های خرید و هزینه های جایگزینی داراییهای ثابت اساسی خود را از محل اعتبارات مصوب تامین می نمایند. بنابراین در این سازمانها اصولا نیازی به ذخیره نمودن بخشی از درامدهای هر دوره مالی تحت عنوان هزینه استهلاک وجود ندارد.

3- روند افزایش ارزش بازار دارایی های ثابت به علت تورم موجود اغلب سریعتر از استهلاک آنها می باشد.

4- ثبت استهلاک دارایی های ثابت موجب پیچیدگی حسابها و صورتهای مالی حسابهای مستقل می گردد بنابراین اگر هدف خاصی از محاسبه استهلاک سالانه وجود نداشته باشد دلیل موجهی برای این کار وجود ندارد.

5- با توجه به اینکه در اغلب سازمانهای دولتی و غیرانتفاعی از روش تعهدی کامل استفاده نمی شود منظور نمودن هزینه استهلاک که یک هزینه غیرنقدی است صحیح به نظر نمیرسد.

6- در سازمانهای دولتی غیرانتفاعی شرط لازم برای انجام هر هزینه تامین اعتبار آن می باشد. بنابراین منظور نمودن هزینه استهلاک به علت پیش بینی نشدن اعتبار برای آن غیرممکن است.

7- در سازمانهای دولتی منظور نمودن ذخیره استهلاک سالانه برای داراییهای ثابت وقتی مفید خواهد بود که در هر سال مبلغی وجه نقد معادل ذخیره مذکور به منظور جایگزینی داراییها در سالهای بعد، از وجوه جاری سازمان کنار گذاشته شود، که انجام این کار در اغلب سازمانهای دولتی مغایر با قوانین و مقررات بودجه ای می باشد.

 

موارد لزوم ثبت هزینه استهلاک برای داراییهای ثابت:

1- در آن گروه از سازمانهای دولتی که تعیین قیمت تمام شده واقعی کالا و خدمات آنها مورد نیاز است.

2- در آن گروه از سازمانهای دولتی که ناگزیر می باشند هزینه های جایگزینی تمام یا قسمتی از داراییهای ثابت خود را از محل درامدهای خود تامین نمایند

3- در آن گروه از سازمانهای دولتی که مانند موسسات بازرگانی خصوصی خدمات و کالاهای خود را به مردم می فروشند.

4- آن گروه از سازمانهای دولتی که به صورت بازرگانی اداره می شوند و باید صورتهای مالی خود را بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری نمایند.

 

 

 

+ ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

اصول متداول حسابداری دولتی

لزوم نگهداری حسابهای مستقل: علت اصلی نگهداری حسابهای مستقل آن است که سازمانهای دولتی باید برای درامد و سایر منابع مالی که برای مصارف خاص و محدود طبق قوانین و مقررات دریافت می نمایند واحدهای حسابداری جداگانه ایجاد نمایند.

 

خصوصیات لازم برای سیستم حسابداری دولتی: سیستم حسابداری دولتی باید امکان ارائه وضعیت مالی و نتیجه عملیات مالی حسابهای مستقل و گروه حسابهای دارائیهای ثابت عمومی و بدهیهای بلندمدت عمومی متعلق به هر سازمان دولتی را طبق اصول و استانداردهای حسابداری و نیز امکان بررسی و حسابرسی صورتهای مالی را به منظور حصول اطمینان از رعایت قوانین و مقررات مالی و بودجه ای در انجام، ثبت و طبقه بندی فعالیتهای مالی فراهم آورد.

 

خصوصیات لازم برای صورتهای مالی سازمانهای دولتی:

1- اطلاعات و ارقام مفید و صحیح جهت تصمیم گیری در مورد تخصیص منابع مالی با مصارف مربوط

2- اطلاعات مربوط به داراییها، بدهیها و مازاد یا دریافتها، پرداختها و موجودیهای سازمان دولتی در تاریخ معین و تغییرات در عوامل مذکور در مدت زمان معین

3- اطلاعات مالی لازم جهت ارزیابی عملکرد سازمان دولتی و مدیریت آن

4- اطلاعات لازم و مفید برای ارزیابی خدمات ارائه شده و توانایی بالقوه ارائه خدمات

5-  اطلاعات مالی مفید جهت تهیه صورت گردش وجوه و پیش بینی گردش وجوه و مازاد سازمان دولتی برای مدت معین

6- اطلاعات لازم برای انجام برنامه ریزی و تصمیم گیری مالی به منظور ارائه خدمات بیشتر و مطلوب تر با مصرف حداقل اعتبارات و منابع مالی سازمان جهت نیل به اهداف عملیاتی

7- اطلاعات لازم برای مقایسه عملیات انجام شده با برنامه ها و طرحهای مصوب و تطبیق هزینه های انجام شده با اعتبارات مصوب و قوانین و مقررات مالی و بودجه ای

8- اطلاعات لازم برای برنامه ریزیها و تصمیم گیریهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسط دولت

9- اطلاعات درست و منصفانه ز وضع مالی و نتیجه عملیات مالی هریک از حسابهای مستقل و نیز نتایج کلی عملیات مجموع حسابهای مستقل

10- اطلاعات لازم به عنوان مبنایی جهت حصول اطمینان از رعایت قوانین و مقررات در انجام و ثبت فعالیتهای مالی سازمان

11- اطلاعات مالی مفید برای برنامه ریزی و بودجه ریزی و پیش بینی اثرات تخصیص منابع مالی بر نیل به اهداف عملیاتی سازمان دولتی

12- ارقام مقایسه ای درامدها و هزینه های سال جاری با درامدها و هزینه های سال مالی قبل

 

لزوم اعمال کنترل بودجه ای در سازمانهای دولتی:

در اکثر حسابهای مستقل برای وجوه دولتی، کنترل بودجه ای بوسیله ثبت و نگهداری حسابهای بودجه ای علاوه بر حسابهای عادی اعمال می گردد. حسابهای بودجه ای حسابهایی هستند که در آنها ارقام بودجه ای شامل درامدهای پیش بینی شده و اعتبارات مصوب منعکس می شوند. حسابهای مذکور حسابهای موقت می باشند که در آغاز سال مالی و بعد از ابلاغ بودجه مصوب به امور مالی سازمان دولتی باز می شوند، در طول سال مالی همراه با حسابهای عادی نگهداری می گردند و در پایان سال مالی بسته می شوند. البته در برخی سازمانهای دولتی کنترل بودجه ای تنها از طریق ثبت اعتبارات مصوب و تعهدات قطعی نشده و هزینه ها در دفاتر اعتبارات و تعهدات که خارج از حسابهای دوطرفه نگهداری می شوند، اعمال می گردد.

 

طبقه بندی استاندارد برای درامدها و هزینه ها:

در سازمانهای دولتی و غیرانتفاعی درامدها باید براساس منبع و ماهیت آنها و براساس حسابهای مستقل طبقه بندی می شوند. هزینه های سازمانهای مذکور نیز باید برحسب انواع حسابهای مستقل، برنامه ها و فعالیتها، فصول و مواد هزینه طبقه بندی گردد. در تهیه و تنظیم بودجه، ثبت حسابها و تهیه گزارشها و صورتهای مالی هر حساب مستقل و هر سازمان دولتی باید از طبقه بندیها، عناوین و سرفصلهای مشترک و یکنواخت استفاده کرد تا امکان مقایه صورتهای مالی و گزارشهای مالی حسابداری دولتی با ارقام براوردی مندرج در بودجه مصوب بوجود آید.

 

استفاده از مبانی حسابداری معین برای هر یک از حسابهای مستقل:

1- در اکثر کشورها فعالیتهای مالی حسابهای مستقل برای وجوه دولتی بر مبنای حسابداری تعهدی تعدیل شده ثبت می شوند.

2- درامدها و هزینه های حسابهای مستقل برای وجوه سرمایه ای معمولا بر مبنای حسابداری تعهدی کامل ثبت می شوند.

3- حسابهای مستقل وجوه امانی غیرقابل مصرف و وجوه امانی بازنشستگی معمولا بر مبنای حسابداری تعهدی ثبت می گردند در حالی که حسابهای مستقل وجوه امانی قابل مصرف برمبنای حسابداری تعهدی تعدیل شده ثبت می شوند.

 

لزوم رعایت ضوابط معین برای تحصیل درامدها و انجام هزینه ها:

شرط اصلی برای وصول درامدها (علیرغم پیش بینی آنها در بودجه مصوب) وجود قوانین و مقررات خاصی است که منابع و نحوه وصول درامدها را مشخص سازد. در ایران نیز طبق قانون محاسبات عمومی پیش بینی درامدها یا سایر منابع تامین اعتبار در بودجه کل کشور مجوزی برای وصول آنها از اشخاص تلقی نمی گردد و در هر مورد نیاز به مجوز قانونی دارد.

شریط انجام هزینه ها در سازمانهای دولتی:

1- هزینه های دولت و سازمانهای دولتی باید در محدوده درامدهای شناسایی شده آنها تعهد و پرداخت گردند.

2- هزینه های سازمانهای دولتی فقط درصورت وجود اعتبار در بودجه مصوب آنها و کافی بودن مانده مصرف نشده اعتبارات مصوب باید انجام شود.

3- هزینه های سازمانهای دولتی باید با رعایت قوانین و مقررات و تشریفات پیش بینی شده (مانند قانون محاسبات عمومی در ایران) پرداخت شوند.

 

لزوم تمرکز وظایف و مسئولیتهای مالی:

در هر سازمان دولتی کلیه وظایف و مسئولیتهای مربوط به امور حسابداری مالی باید در یک اداره یا واحد تحت سرپرستی یک مسئول یا مدیر متمرکز شوند.

وظایف و مسئولیتهای اصلی مدیر یا مسئول حسابداری هر سازمان دولتی:

1- ایجاد ابزارهای کافی برای کنترلهای داخلی از طریق تقسیم وظایف و اختیارات مالی میان واحدها و کارکنان تحت سرپرستی

2- حصول اطمینان از ثبت درست و به موقع فعالیتهای مالی در حسابهای سازمان دولتی

3- حصول اطمینان از رعایت قوانین و مقررات مالی و بودجه ای و اصول و روشهای متداول حسابداری دولتی در انجام، ثبت، طبقه بندی و تلخیص فعالیتهای مالی در حسابهای سازمانهای دولتی

4- حصول اطمینان از تهیه صورتهای مالی کامل، جامع، دقیق و گویا در حداقل فاصله زمانی ممکن پس از پایان هر سال مالی

5- بررسی گزارشهای حسابرسی و صورتهای مالی حسابرسی شده سازمان دولتی.

 

حسابرسی صورتهای مالی سازمانهای دولتی:

در حسابرسی دولتی باید اطمینان حاصل شود که:

1- تمام حسابهای مورد نیاز سازمانهای دولتی براساس برنامه ها، طرحها، فعالیتها، مواد هزینه و سایر طبقه بندیهای بودجه ای نگهداری می شود.

2- سازمان دولتی از منابع انسانی و مالی خود به طور کامل و موثر بهره برداری نموده است.

3- حقایق و اطلاعات مربوط به صورتهای مالی و فعالیتهای مالی به نحوه درست، دقیق و کامل افشا گردیده اند.

4- از اجرای برنامه ها، طرحها و فعالیتهای مصوب نتایج و منافع مطلوب بدست آمده است.

5- واحد حسابرسی و مرجع کنترل کننده داخلی برای کنترل عملیات مالی، اجرای صحیح سیستم کنترل داخلی و روشها و دستورالعملهای مالی و نیز کنترل عملیاتی کیفی و کمی نتایج و حاصل نهایی برنامه ها و فعالیتهای اجرا شده وجود دارد.

+ ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

حسابهای مستقلی که در ایران نگهداری می شوند

حسابهای مستقلی که در ایران نگهداری می شوند:

الف- حسابهای مستقل برای وجوه دولتی

ب- حسابهای مستقل برای وجوه امانی

 

الف- حسابهای مستقل برای وجوه دولتی:

این نوع حسابهای مستقل که منابع مالی آنها را مالیاتها، عوارض و سایر وجوه درامدهای عمومی و اختصاصی متعلق به دولت و سازمانهای دولتی تشکیل می دهند دربرگیرنده حسابهای مستقل زیر می باشند:

1- حساب مستقل وجوه جاری       2- حساب مستقل وجوه عمرانی     3- حساب مستقل وجوه اختصاصی

 

1- حساب مستقل وجوه جاری: در ایران هر وزارتخانه یا موسسه دولتی مکلف است برای ثبت عملیات وصول و مصرف وجوهی که از محل اعتبارات جاری مصوب از خزانه داری کل دریافت می کنند حساب مستقلی تحت عنوان حساب مستقل وجوه جاری نگهداری می نمایند.

حساب مستقل وجوه جاری بعد از تصویب بودجه عمومی توسط قوه مقننه، ابلاغ اعتبارات مصوب به سازمان دولتی و دریافت وجه از خزانه از محل اعتبارات تخصیص یافته ایجاد می شود. حساب مستقل وجوه جاری شامل دریافتها و پرداختهای مربوط به هزینه هایی که اعتبارات آنها خارج از بودجه مصوب موسسات دولتی و در ردیفهای عمومی بودجه دولت پیش بینی گردیده اند نیز می باشد. اعتبارات مذکور معمولا برای پرداخت هزینه های متفرقه، کارمزد، سود وامهای دریافتی و پرداخت دیون و تعهدات سالهای قبل سازمانهای دولتی به تصویب می رسند.

فعالیتهای مالی این حساب مستقل معمولا بر مبنای حسابداری نقدی تعدیل شده ثبت می شوند و نحوه نگهداری حسابها، تهیه صورتهای مالی، انجام هزینه ها و سایر پرداختهای آن تابع قانون محاسبات عمومی و سایر مقررات عمومی دولت می باشد. این حساب مستقل شامل حسابهای متوازن بودجه ای و حسابهای عادی می باشد.

 

2- حساب مستقل وجوه عمرانی: هر وزارتخانه یا سازمان دولتی برای هر یک از طرحهای عمرانی مورد اجرای خود باید حساب مستقلی نگهداری نماید که شامل حسابهای متوازن بودجه ای و حسابهای عادی می باشد. مصارف این حساب مستقل از درامدهای عمومی دولت تامین می شود و نحوه نگهداری حسابها، تهیه صورتهای مالی سالانه و انجام هزینه های آن تابع قانون محاسبات عمومی، قانون برنامه و بودجه، قانون بودجه سالانه کشور و مقررات دیگری است که در طرح صوب مشخص گردیده اند.

 

3- حساب مستقل وجوه اختصاصی: این حساب مستقل برای نشان دادن حسابهای مربوط به دریافت و مصرف وجوه و درامدهای اختصاصی که به موجب قانون برای مصرف یا مصارف خاص در بودجه کل کشور تحت همین عنوان منظور می گردد نگهداری می شود. نحوه ثبت حسابها، تهیه صورتهای مالی و انجام هزینه ها از محل منابع حساب مستقل وجوه اختصاصی تابع مقررات خاص مربوط به تحصیل درامدهای اختصاصی و همچنین قوانین و مقررات عمومی دولت می باشد.

 

ب- حسابهای مستقل برای وجوه امانی:

وجوه امانی به صورت حسابهای مستقل زیر در سازمانهای دولتی ایران نگهداری می شود:

1- حساب مستقل پرداخت حقوق بازنشستگان

2- حساب مستقل وجوه سپرده

3- حساب مستقل صندوق بازنشستگی

4- حساب مستقل صندوق پس انداز و وام

 

1- حساب مستقل پرداخت حقوق بازنشستگان: این حساب مستقل معمولا شامل حسابهای متوازن دریافت از صندوق بازنشستگی مربوط و پرداخت حقوق به بازنشستگان و حسابهای بانکی مربوط می باشد.

 

2- حساب مستقل وجوه سپرده: این حساب مستقل شامل حسابهای متوازن مربوط به دریافت و استرداد سپرده ها و تضمینهایی است که موسسات دولتی از اشخاص حقیقی یا حقوقی در موارد مختلف دریافت یا از مبالغ قابل پرداخت به آنها کسر می نمایند. شرایط دریافت، نگهداری حسابهای بانکی و استرداد یا ضبط این سپرده ها معمولا در قانون محاسبات عمومی و مقررات اجرایی آن و قراردادها پیش بینی شده است.

3- حساب مستقل صندوق بازنشستگی: این حساب مستقل در هر صندوق بازنشستگی مربوط به کارکنان دولت جهت ثبت فعالیتهای مالی مربوط به وصول کسور بازنشستگی کارکنان از سازمان دولتی مربوط و سایر دریافتها و پرداخت حقوق بازنشستگی و وظیفه به کارکنان بازنشسته و وظیفه بگیر ایجاد می شود.

4- حساب مستقل صندوق پس انداز و وام: بعضی سازمانهای دولتی طبق مقررات مکلفند همه ماهه  مبلغ یا درصد معینی از حقوق کارکنان کسر و مبالغ معینی بابت سهم سازمان دولتی از محل اعتبارات مصوب خود بر آن بیفزاید و جمع مبالغ مذکور را به حساب صندوق واریز نماید. اندوخته های مذکور معمولا در صورت بازنشستگی، بازخریدخدمت یا ازکارافتادگی مستخدم طبق مقررات به وی پرداخت می گردد.

 

 

+ ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

طبقه بندی دیگری از حسابهای مستقل

در سازمانهای دولتی برخی کشورها حسابهای مستقل به صورت انواع زیر طبقه بندی گردیده اند:

1- حساب مستقل جاری نامحدود

2- حساب مستقل جاری محدود

3- حساب مستقل وجوه موقوفه

4- حساب مستقل دارایهای ثابت

 

1- حساب مستقل جاری نامحدود: این حساب در حقیقت همان حساب مستقل عمومی یا حساب مستقل عملیاتی است که برای ثبت فعالیتهای مالی جاری، عادی و عمومی هر سازمان دولتی که برای آنها حساب مستقل خاص در نظر گرفته نشده است، مورد استفاده قرار می گیرد. علت نامحدود نامیده شدن آن، این است که مصرف درامدها و منابع مالی حساب مستقل مذکور محدود به مقاصد خاص و اختصاصی نمی باشد.

 

2- حساب مستقل جاری محدود: ای حساب مستقل که نام دیگر آن "حساب مستقل وجوه اختصاصی" می باشد معمولا برای ثبت فعالیتهای مالی مربوط به درامدها و وجوهی که در عملیات جاری سازمان دولتی برای مقاصد و مصارف خاص وصول می شوند مورد استفاده قرار می گیرد.

 

3- حساب مستقل وجوه موقوفه: این حساب مستقل جهت ثبت فعالیتهای مالی مربوط به داراییها و وجوه موقوفه که معمولا فقط درامدهای حاصل از آنها قابل مصرف می باشند نگهداری می شود.

 

4- حساب مستقل دارایهای ثابت: در برخی سازمانهای دولتی دارائیهای ثابت به جای ثبت در گروه حساب داراییهای ثابت عمومی، در حساب مستقل دارایی های ثابت ثبت می شوند. علت اصلی نگهداری حساب مستقل اخیر نیز خارج نمودن دارایی های ثابت از سایر حسابهای مستقل دولتی می باشد تا این حسابها فقط نشان دهنده فعالیتهای جاری و عادی سازمان دولتی و نمایانگر دارایی های جاری موجود برای تامین مالی برنامه ها و عملیات جاری خواهند بود.

+ ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۳
    پيام هاي ديگران ()   

گروه حسابها در حسابداری دولتی

در حسابداری دولتی برای ثبت داراییها و بدهیهای غیرجاری معمولا از گروه حسابهای دارایی های ثابت عمومی و بدهی های بلندمدت عمومی استفاده می شود. گروه حسابهای اخیر برخلاف حسابهای مستقل که هم واحد حسابداری و هم واحد مالی مستقل تلقی می گردند، فقط واحدهای حسابداری مستقل هستند که هریک شامل حسابهای خودتراز برای ثبت فعالیتهای مالی مربوط به داراییهای ثابت و بدهیهای بلندمدت عمومی می باشد.

 

گروه حساب دارایی های ثابت عمومی

داراییهای ثابت فقط در حسابهای مستقل برای وجوه سرمایه ای و برخی حسابهای مستقل برای وجوه امانی ثبت می شوند. حسابها و صورتهای مالی سایر حسابهای مستقل فقط شامل داراییهای سیال یا غیرثابتی می باشد که در عملیات عادی به وجه نقد تبدیل می گردد. در این حسابهای مستقل کنترلهای حسابداری مربوط به داراییهای ثابت با ایجاد گروه حساب دارائیهای ثابت عمومی اعمال می گردند.

با توجه به اینکه گروه حساب دارایی های ثابت عمومی شامل بدهیها و سایر داراییها نمی باشند، در حسابها و صورتهای مالی گروه حساب مذکور، منبع سرمایه گذاری در داراییهای ثابت عمومی در مقابل داراییهای مذکور در طرف بستانکار منعکس می گردد.

 

گروه حساب بدهی های بلندمدت عمومی

فقط بدهیهای بلندمدت حسابهای مستقل وجوه سرمایه ای، وجوه امانی و وجوه دریافتی بابت خدمات خاص در حسابهای مستقل مذکور ثبت می شوند. در سایر حسابهای مستقل بدهیهای بلندمدتی که ارتباط با فعالیتهای مالی عادی حسابهای مستقل مذکور ندارند و صرفا دیون و تعهدات عمومی سازمان دولتی تلقی می گردند، در گروه حساب بدهیهای بلندمدت عمومی منعکس می گردند. اعتبار عمومی سازمان دولتی و درامدهایی که طبق قوانین و مقررات وصول خواهند گردید محل تامین مالی و پشتوانه بازپرداخت بدهیهای مذکور را تشکیل می دهند. با توجه به اینکه داراییها در این گروه حساب منعکس نمی گردند در حسابها و صورتهای مالی آن در طرف مقابل بدهیها حسابهایی مانند: "منابع موجود برای پرداخت...." یا "منابع قابل وصول برای پرداخت...." ثبت می شوند.

+ ; ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۳
    پيام هاي ديگران ()